نور چراغ خونه ی این دل دیوونه تویی
ماه تویی مهر تویی عزیز دردونه تویی
آومدی شبای عمرم و چراغونی کنی
خوش قدم با هر قدم غمامو قربونی کنی
ستاره ی خونم شدی تو وصله ی جونم شدی
واسه شبای زندگی ستاره درمونم شدی
چشم و دل حریصم از دیدن تو سیر نمیشه
راز و رمز عشق تو هیچ جوری تعبیر نمیشه
دعای خیرمو میخوام سرمه ی چشمونت کنم
از هر چی چشم بد که هست یه جوری پنهونت کنم
*************************************
ده روزه که من با این موجود دوست داشتنی نفس میشکم ...آسون نبود ولی شیرین بود مثل عسل...
با تمام وجودم بهش عشق میورزم ....
خدایا ممنونم ازت بابت این فرشته دوست داشتنی که بهم هدیه دادی....خدایا کمکم کن که خوب بزرگش کنم...
این چند روز با کمک مادرم وخواهرم ومادرشوهرم گذشت که صمیمانه از هر سه تاشون ممنونم ....سه روز خواهرم پیشم بود دو روزش مادرشوهرم و سه روز هم مادرم ... وهمه کار برام کردن ..ایشالاه در اولین فرصت میام و هم از خاطرات زایمانم و هم از این ده روز میگم ...تقریبا مهمونی های خانوادگی هم تموم شده و پسرکم کلی سکه و پول کادو گرفته...دوستان و اشنایان موندن که تو همین چند روز باید منتظرشون باشم...